نسبت به فرد، موضوع یا نتیجهای علاقه یا نگرانی نشان ندهد.
مثالهای طبیعی
The officials seemed indifferent to residents’ complaints.
به نظر میرسید مسئولان نسبت به شکایتهای ساکنان بیتفاوتاند.
He remained indifferent despite her obvious distress.
او با وجود ناراحتی آشکار آن زن همچنان بیتفاوت ماند.
Several customers were indifferent about the redesign.
چند مشتری نسبت به طراحی جدید بیتفاوت بودند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار رایج be indifferent to + person/issue است؛ indifferent با different فرق دارد و به بیعلاقگی یا بیتوجهی اشاره میکند.
