indigence
C1اسم/US /ɪˈndɪdʒəns/ ĭˈndĭyəns; UK /ɪˈndɪdʒəns/ ĭˈndĭyəns/
مسکنت، تنگ دستی، تهیدستی
JadoLearn Dictionary
معنی indigence به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مسکنت، تنگ دستی، تهیدستی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهیدستی، تنگدستی، تهی دستی
نیازمندی زیاد
لاتی، بی چیزی، تنک روزی
حاجت داشتن، خواستن، حاجت
نیاز داشتن، حاجت، نیاز
حرمان، محروم سازی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.