معنی ۱neutral · 90%
واقعشده، انجامشده یا استفادهشده در داخل ساختمان
مثالهای طبیعی
The centre has an indoor swimming pool.
این مرکز یک استخر سرپوشیده دارد.
We chose indoor activities because of the rain.
بهدلیل باران، فعالیتهای داخل سالن را انتخاب کردیم.
These indoor plants need little sunlight.
این گیاهان آپارتمانی به نور خورشید کمی نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
`Indoor` معمولاً پیش از اسم میآید؛ `indoors` قید متناظر آن است.
ترکیبهای رایج
— استخری در داخل یک ساختمان

