با بررسیِ چند مشاهده یا نمونهٔ مشخص، قاعده یا نتیجهای کلی به دست میآورد.
مثالهای طبیعی
The students used inductive reasoning to infer a grammatical rule.
دانشجویان با استدلالِ استقرایی یک قاعدهٔ دستوری را استنباط کردند.
Their approach was inductive, beginning with interviews.
رویکردِ آنها استقرایی بود و از مصاحبهها آغاز میشد.
Inductive arguments can persuade without guaranteeing their conclusions.
استدلالهایِ استقرایی میتوانند قانعکننده باشند، بیآنکه درستیِ نتیجه را تضمین کنند.
نکتهٔ کاربردی
شواهدِ استقرایی میتوانند از یک نتیجه پشتیبانی کنند، اما آن را ضرورتاً با یقینِ منطقی ثابت نمیکنند؛ استدلالِ قیاسی معمولاً مقدمات را بر مواردِ خاص تطبیق میدهد.
