industry
C1اسم/US /ˈɪndəstriː/ ĬND-əstr-ē; UK /ˈɪndəstriː/ ĬND-əstr-ē/
صناعت، صنعت، صناعت صنعت
JadoLearn Dictionary
معنی industry به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صناعت، صنعت، صناعت صنعت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پشت کار، جد و جهد
مواظبت
پشتکار، ابرام
فعالیت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.