معنی ۱neutral · 95%
همهٔ شرکتهایی که در تولید یک نوع مشخص محصول یا خدمت فعالیت دارند
مثالهای طبیعی
Tourism is an important industry in this region.
گردشگری در این منطقه صنعت مهمی است.
The software industry changes very quickly.
صنعت نرمافزار بسیار سریع تغییر میکند.
Several industries employ people in this town.
چند صنعت در این شهر برای مردم شغل ایجاد میکنند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای که قبل از industry میآید اغلب حوزهٔ کسبوکار را مشخص میکند، مانند tourism یا fashion.

