معنی ۱neutral · 89%
در انجام درستِ کاری، مهارت یا قدرت تشخیص کافی نداشتن یا چنین کمبودی را نشان دادن.
مثالهای طبیعی
The company offered an inept response to the complaint.
شرکت به آن شکایت پاسخی ناشیانه و نامناسب داد.
I felt inept at answering unexpected technical questions.
در پاسخ دادن به سؤالهای فنیِ غیرمنتظره احساس دستوپاچلفتی بودن میکردم.
Their inept handling of the crisis damaged public trust.
مدیریت ناشیانهٔ بحران از سوی آنها به اعتماد عمومی آسیب زد.
نکتهٔ کاربردی
Inept از inexperienced انتقادیتر است؛ کسی ممکن است کمتجربه باشد، اما ماهرانه عمل کند.
