معنی ۱formal · 86%
برای هدف اصلی یا عملکرد موفق چیزی ضروری نبودن.
مثالهای طبیعی
We postponed inessential features until after launch.
افزودن قابلیتهای غیرضروری را به بعد از عرضهٔ محصول موکول کردیم.
Those purchases are inessential this month.
این ماه آن خریدها ضروری نیستند.
The editor removed an inessential paragraph from the introduction.
ویراستار یک بند غیرضروری را از مقدمه حذف کرد.
نکتهٔ کاربردی
در ویرایش رسمی خنثی است، اما هنگام محدودبودن منابع ممکن است لحن انتقادی داشته باشد.
