معنی ۱neutral · 87%
دارای دانش یا مهارت اندک بهدلیل تمرین یا تجربهٔ محدود
مثالهای طبیعی
The new assistant is inexperienced but eager to learn.
دستیار جدید کمتجربه است، اما اشتیاق زیادی به یادگیری دارد.
Inexperienced drivers should avoid icy roads.
رانندگان کمتجربه باید از جادههای یخزده دوری کنند.
A mentor helps inexperienced workers build confidence.
مربی به کارکنان کمتجربه کمک میکند اعتمادبهنفس پیدا کنند.
نکتهٔ کاربردی
Inexperienced لزوماً به معنای ناتوانبودن نیست؛ فقط نشان میدهد شخص تجربهٔ محدودی دارد.
