چنان خطای سنگینی که هیچ عذرخواهی، مجازات یا جبرانی نتواند آن را پاک یا تلافی کند.
مثالهای طبیعی
The novel portrays betrayal as an inexpiable offense.
رمان، خیانت را گناهی جبرانناپذیر تصویر میکند.
He called the massacre an inexpiable crime.
او آن کشتار را جنایتی کفارهناپذیر خواند.
Her guilt seemed inexpiable despite repeated apologies.
با وجود عذرخواهیهای مکرر، عذاب وجدانش جبرانناپذیر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
بسیار رسمی و ادبی است؛ معمولاً sin، crime، offense یا guilt را توصیف میکند و قضاوتی اخلاقی و شدید دارد.
