معنی ۱formal · 86%
زیر نیروی کشش نتوان بهمیزان محسوسی آن را کشید یا طولش را افزایش داد.
مثالهای طبیعی
The manufacturer specified an inextensible line for the rig.
سازنده برای سامانهٔ مهاربندی استفاده از طنابی کششناپذیر را مشخص کرده بود.
The inextensible tape stopped the seam from stretching.
نوار کششناپذیر مانع کشآمدن درز دوخت شد.
For this model, the cord is treated as inextensible.
در این مدل فرض میشود طناب کششناپذیر است.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی فنی است؛ rigid یعنی خمنشدنی یا سخت، اما inextensible به افزایشنیافتن طول اشاره دارد.
