کسی را به فرد یا ایدهای بهشدت و اغلب بیدلیل مجذوب یا دلبسته کردن.
مثالهای طبیعی
Luxury branding can infatuate buyers with status symbols.
برندسازی لوکس میتواند خریداران را شیفتهٔ نمادهای جایگاه اجتماعی کند.
His confidence infatuated her before she knew him.
آن زن پیش از آنکه مرد را بشناسد، شیفتهٔ اعتمادبهنفس او شد.
The promise of fame still infatuates inexperienced performers.
وعدهٔ شهرت هنوز هم هنرمندان کمتجربه را شیفته میکند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی امروز infatuated with بسیار بیشتر از فعل معلوم infatuate به کار میرود.
