وضعیتی که در آن میکروبهای بیماریزا وارد بدن میشوند و در آن رشد میکنند.
مثالهای طبیعی
The doctor said I had an infection.
پزشک گفت عفونت دارم.
Clean the cut to reduce the risk of infection.
برای کاهش خطر عفونت، بریدگی را تمیز کن.
Two patients developed infections after surgery.
دو بیمار پس از جراحی دچار عفونت شدند.
نکتهٔ کاربردی
عفونت ممکن است در اثر باکتری، ویروس، قارچ یا عوامل بیماریزای دیگر ایجاد شود؛ آنتیبیوتیک همهٔ انواع عفونت را درمان نمیکند.
