معنی ۱formal · 84%
توان ایجاد یا انتقال عفونت را داشتن.
مثالهای طبیعی
The virus may remain infective on some surfaces.
ویروس ممکن است روی بعضی سطوح همچنان قابلیت ایجاد عفونت داشته باشد.
Patients can still be infective during early symptoms.
بیماران ممکن است در مراحل ابتدایی علائم هنوز ناقل عفونت باشند.
Workers handled the infective samples under strict controls.
کارکنان با نمونههای عفونتزا تحت تدابیر سختگیرانه کار میکردند.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگوی عمومی infectious معمولاً طبیعیتر است؛ infective بیشتر در بافت پزشکی به کار میرود.
