از واقعیتها، شواهد یا چیزی که غیرمستقیم بیان شده است نتیجهگیری کردن
مثالهای طبیعی
Readers can infer his disappointment from the final paragraph.
خوانندگان میتوانند از پاراگراف پایانی، ناامیدی او را استنباط کنند.
We inferred that the manager had already approved the plan.
ما نتیجه گرفتیم که مدیر از قبل طرح را تأیید کرده بود.
The team inferred a connection between diet and performance.
گروه میان رژیم غذایی و عملکرد ارتباطی استنباط کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Infer` نتیجهای را بیان میکند که شنونده یا خواننده از شواهد میگیرد؛ `imply` چیزی را بیان میکند که گوینده یا نویسنده بهطور غیرمستقیم القا میکند.
