از نظر کیفیت یا کارایی، ضعیفتر از چیز دیگری بودن.
مثالهای طبیعی
The cheaper laptop has an inferior screen.
لپتاپ ارزانتر صفحهنمایش کمکیفیتتری دارد.
Service here is inferior to what we received yesterday.
خدمات اینجا از خدماتی که دیروز دریافت کردیم ضعیفتر است.
Tests found the new material inferior in strength.
آزمایشها نشان دادند که مادهٔ جدید از نظر استحکام ضعیفتر است.
نکتهٔ کاربردی
واژهای نسبتاً رسمی و ارزشگذار است؛ در مقایسه باید inferior to گفت، نه inferior than.
