بهدلیل تحریک یا واکنش بدن، قرمز، متورم یا دردناک شدن.
مثالهای طبیعی
Her gums were inflamed after the procedure.
لثههای او پس از عمل ملتهب شده بودند.
The nurse examined the inflamed skin around the wound.
پرستار پوست ملتهبِ اطراف زخم را معاینه کرد.
His ankle looked inflamed after the insect bite.
مچ پایش پس از نیش حشره ملتهب به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Inflamed با infected یکسان نیست؛ التهاب ممکن است بدون وجود عفونت نیز رخ دهد.
