آگاه کردن؛ اطلاع دادن.
مثالهای طبیعی
Please inform us of any changes to your address.
لطفاً هر تغییری در نشانیتان را به ما اطلاع دهید.
The manager informed the staff about the new rules.
مدیر کارکنان را از مقررات تازه آگاه کرد.
We regret to inform you that the event is cancelled.
متأسفیم که به شما اطلاع میدهیم رویداد لغو شده است.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «inform somebody of»، «inform» در معنای «آگاه کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
