تواناییِ یافتنِ راهحلهایِ هوشمندانه، ابتکاری و کاربردی برایِ دشواریها.
مثالهای طبیعی
Her ingenuity turned spare pipes into an effective water filter.
او با ابتکارِ خود از لولههایِ اضافی یک فیلترِ آبِ کارآمد ساخت.
Visitors admired the ingenuity of the folding mechanism.
بازدیدکنندگان از هوشمندیِ طراحیِ سازوکارِ تاشو شگفتزده شدند.
The rescue required ingenuity rather than costly machinery.
عملیاتِ نجات بیش از تجهیزاتِ گرانقیمت به چارهاندیشی نیاز داشت.
نکتهٔ کاربردی
Ingenuity تواناییِ حلِ خلاقانهٔ مسئله است؛ ingenuous صفتی به معنایِ صادق و سادهدل است و معنایِ دیگری دارد.
