معنی ۱formal · 86%
برای ورود به بدن از راه نفسکشیدن یا تجویز از طریق استنشاق طراحی شده بودن.
مثالهای طبیعی
The doctor recommended an inhalant preparation for temporary relief.
پزشک برای تسکین موقت، یک فرآوردهٔ استنشاقی توصیه کرد.
The clinic used an inhalant anaesthetic during the procedure.
درمانگاه حین عمل از داروی بیهوشی استنشاقی استفاده کرد.
Pollen is a common inhalant allergen.
گردهٔ گیاهان یکی از مواد حساسیتزای استنشاقی رایج است.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً کاربرد پزشکی یا فنی دارد؛ inhalant در نقش اسم به مادهای گفته میشود که فرد استنشاق میکند.
