معنی ۱neutral · 86%
هوا، دود یا مادهٔ دیگری را با نفسکشیدن به درون ریهها بردن.
مثالهای طبیعی
Inhale slowly through your nose.
آرام از راه بینی نفس بکشید.
She accidentally inhaled smoke from the pan.
او بهطور اتفاقی دودِ برخاسته از ماهیتابه را استنشاق کرد.
The swimmers inhale before putting their faces underwater.
شناگران پیش از فروبردن صورتشان در آب نفس میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
inhale معادل رسمیترِ breathe in است؛ برای بیروندادن نفس از exhale استفاده میشود.
