معنی ۱neutral · 89%
بهعنوان ویژگی طبیعی، ذاتی یا جداییناپذیر چیزی.
مثالهای طبیعی
This material is inherently fragile.
این ماده ذاتاً شکننده است.
There is nothing inherently wrong with changing careers.
تغییر شغل بهخودیِخود هیچ ایرادی ندارد.
Competition does not inherently improve services.
رقابت لزوماً کیفیت خدمات را بهتر نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
Inherently به ویژگیای اشاره دارد که از سرشت چیزی برمیآید، نه چیزی که صرفاً بهطور اتفاقی یا به سبب شرایط پیش آمده است.
