معنی ۱neutral · 90%
بهشدت بیرحمانه بودن و نداشتن حداقل ملاحظه و دلسوزی انسانی.
مثالهای طبیعی
The investigation described the punishment as inhuman.
در گزارش تحقیق، آن مجازات غیرانسانی توصیف شد.
Families had endured inhuman conditions for months.
خانوادهها ماهها شرایط غیرانسانی را تحمل کرده بودند.
Campaigners condemned the inhuman treatment of workers.
فعالان از رفتار غیرانسانی با کارگران انتقاد کردند.
نکتهٔ کاربردی
Inhuman نکوهشی شدید نسبت به بیرحمی است؛ nonhuman فقط میگوید چیزی انسان نیست.
