یک مایع، دارو یا مادهٔ دیگر را با سوزن یا وسیلهای مشابه وارد بدن یا مادهای کردن
مثالهای طبیعی
The nurse injected the medication into his arm.
پرستار دارو را به بازوی او تزریق کرد.
Researchers injected the sample with a fluorescent dye.
پژوهشگران نمونه را با یک رنگ فلورسنت تزریق کردند.
Doctors injected her with the antidote immediately.
پزشکان فوراً پادزهر را به او تزریق کردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی ماده مفعول است برای مقصد از `into` استفاده کنید؛ وقتی شخص مفعول است ماده با `with` میآید.
