معنی ۱neutral · 90%
به یک شخص یا عضو بدن آسیب جسمی وارد کردن
مثالهای طبیعی
He injured his knee during training.
او هنگام تمرین زانویش را مصدوم کرد.
The crash injured three passengers.
در این تصادف سه مسافر مصدوم شدند.
She was injured in a workplace accident.
او در یک حادثهٔ کاری مصدوم شد.
نکتهٔ کاربردی
`Injure` معمولاً آسیب جسمی را بیان میکند، نه ناراحتی عاطفی.
ترکیبهای رایج
— آسیب جسمی شدیدی به کسی وارد کردن

