injury
C1اسم/US /ˈɪndʒɚiː/ ĬNJ-ər-ē; UK /ˈɪndʒɚiː/ ĬNJ-ər-ē/
للطمه، گزند، صدمه
JadoLearn Dictionary
معنی injury به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
للطمه، گزند، صدمه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گزند، صدمه، آسیب
آسیب دیدن، ظلم کردن، درد آوردن
مظرت، صدمه، آزار رساندن
زیان، ضرر، ضایعه
خرابی
ضرر
خطا، نادرست، غلط
سوء، بدی، خبیثه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.