معنی ۱neutral · 90%
رفتار ناعادلانه یا موقعیتی مشخص که در آن حقوق، فرصتها یا نتایج عادلانه نیستند
مثالهای طبیعی
The campaign focuses on injustice in the housing system.
این کارزار بر بیعدالتی در نظام مسکن تمرکز دارد.
The wrongful conviction was a serious injustice.
محکومیت نادرست یک بیعدالتی جدی بود.
The inquiry documented injustices committed against local communities.
این تحقیق بیعدالتیهای انجامشده علیه جوامع محلی را مستند کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای مفهوم کلی از `injustice` و برای موارد مشخص از `an injustice` یا `injustices` استفاده کنید.
