شاخهٔ باریکی از دریا که به درون خشکی پیش میرود.
مثالهای طبیعی
We paddled into a quiet inlet before sunset.
پیش از غروب با قایق پارویی وارد آبراههٔ آرامی شدیم.
Seals gather near the rocky inlet each spring.
هر بهار فکها نزدیک آبراههٔ صخرهای جمع میشوند.
Several inlets cut into the northern coastline.
چندین آبراهه به درون خط ساحلی شمالی پیش رفتهاند.
نکتهٔ کاربردی
inlet در جغرافیا معمولاً آبراههای طبیعی است، نه کانالی ساختهٔ انسان.
