معنی ۱neutral · 86%
بهطور طبیعی و از آغاز در فرد وجود داشتن، نه اینکه از راه یادگیری یا تجربه به دست آمده باشد.
مثالهای طبیعی
Her innate sense of rhythm impressed the teacher.
حس ذاتی او برای ریتم، معلم را تحت تأثیر قرار داد.
He seems to possess an innate talent for negotiation.
به نظر میرسد او استعداد ذاتی در مذاکره دارد.
Is curiosity innate, or do children learn it?
آیا کنجکاوی ذاتی است یا کودکان آن را یاد میگیرند؟
نکتهٔ کاربردی
Innate دربارهٔ منشأ یک ویژگی است، نه اینکه آیا میتوان با تمرین آن را بهتر کرد.
