ایدهها، روشها یا محصولات تازهای معرفی کردن که کاری را بهتر کنند.
مثالهای طبیعی
Small companies must innovate to stay competitive.
شرکتهای کوچک برای رقابتی ماندن باید نوآوری کنند.
Our teachers innovated by using short interactive lessons.
معلمان ما با استفاده از درسهای کوتاه و تعاملی نوآوری کردند.
Researchers have innovated in renewable energy storage.
پژوهشگران در حوزهٔ ذخیرهسازی انرژی تجدیدپذیر نوآوری کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل معمولاً مفعول مستقیم نمیگیرد؛ برای روش انجام کار از innovate by doing something و برای حوزه از innovate in استفاده کنید.
