ایده، روش یا محصول تازهای که شیوهٔ انجام کاری را بهبود میدهد یا تغییر میدهد
مثالهای طبیعی
The battery design was a major innovation in electric vehicles.
طراحی باتری یک نوآوری مهم در خودروهای برقی بود.
Several innovations have reduced waiting times in the clinic.
چند نوآوری زمان انتظار در درمانگاه را کاهش دادهاند.
This innovation allows customers to verify payments instantly.
این نوآوری به مشتریان اجازه میدهد پرداختها را فوراً تأیید کنند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی به یک پیشرفت جدیدِ مشخص یا چند پیشرفت جداگانه اشاره میکنید، شکل قابلشمارش `innovation` را به کار ببرید.

