معنی ۱formal · 88%
در زمانی نامناسب، نامطلوب یا بد انتخابشده رخ دادن.
مثالهای طبیعی
I seem to have called at an inopportune moment.
فکر میکنم در موقعیت نامناسبی تماس گرفتهام.
The venue closed at a particularly inopportune time.
این محل در زمانی واقعاً نامناسب تعطیل شد.
His announcement could hardly have been more inopportune.
زمان اعلام خبر او دیگر نمیتوانست نامناسبتر از این باشد.
نکتهٔ کاربردی
Inopportune به نامناسب بودن زمان اشاره دارد، نه لزوماً بد بودنِ خود اتفاق؛ متضاد آن opportune است.
