سؤال یا درخواست برای کسب اطلاعات.
مثالهای طبیعی
We received an inquiry about delivery times.
دربارهٔ زمان تحویل یک درخواست اطلاعات دریافت کردیم.
Several inquiries arrived before the application deadline.
چند پرسوجو پیش از پایان مهلت درخواستها به دستمان رسید.
She made an inquiry at the visa office.
او در دفتر صدور ویزا پرسوجویی کرد.
نکتهٔ کاربردی
inquiry املای رایج آمریکایی است؛ در بریتانیایی enquiry نیز بهویژه برای سؤالهای معمولی به کار میرود.
