معنی ۱formal · 86%
عمدتاً یا منحصراً از حشرات تغذیه کردن.
مثالهای طبیعی
Many bats are insectivorous and hunt after dusk.
بسیاری از خفاشها حشرهخوارند و پس از غروب آفتاب شکار میکنند.
Insectivorous birds help control some garden pests.
پرندگان حشرهخوار به کنترل برخی آفتهای باغ کمک میکنند.
The guide showed us an insectivorous plant.
راهنما گیاهی حشرهخوار را به ما نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتههای طبیعت و آموزش علوم دیده میشود و اغلب در برابر herbivorous قرار میگیرد.
