برگه یا مطلب چاپیِ جداگانهای که داخل نشریه یا بسته قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
The magazine included an insert advertising local classes.
مجله یک برگهٔ ضمیمه داشت که کلاسهای محلی را تبلیغ میکرد.
Read the insert before taking the tablets.
پیش از مصرف قرصها، برگهٔ داخل بسته را بخوانید.
Organizers added two inserts with updated schedules.
برگزارکنندگان دو برگهٔ ضمیمه با برنامههای زمانبندی بهروزشده اضافه کردند.
نکتهٔ کاربردی
در اسم insert تکیه روی هجای نخست است؛ فعل insert معمولاً تکیهٔ هجای دوم دارد.
