ناتوان از پرداخت بدهیها در موعد سررسیدشان.
مثالهای طبیعی
The retailer was declared insolvent after months of losses.
آن خردهفروش پس از چند ماه زیاندهی، ناتوان از پرداخت بدهیهایش اعلام شد.
An insolvent employer may fail to pay its staff.
کارفرمایی که از پرداخت بدهیهایش ناتوان است، ممکن است نتواند حقوق کارکنانش را بدهد.
Creditors feared that the parent company had become insolvent.
طلبکاران میترسیدند که شرکت مادر از پرداخت بدهیهایش ناتوان شده باشد.
نکتهٔ کاربردی
insolvent یک وضعیت مالی را توصیف میکند، نه صرفاً کمبود پول نقد در یک روز خاص.
