معنی ۱neutral · 90%
چیزی را با دقت بررسی کردن تا وضعیت، کیفیت، ایمنی یا میزان انطباق آن ارزیابی شود
مثالهای طبیعی
Engineers inspected the bridge for structural damage.
مهندسان پل را از نظر آسیب سازهای بازرسی کردند.
Officers inspected every bag before boarding.
ماموران پیش از سوار شدن همهٔ کیفها را بازرسی کردند.
Technicians inspect each component before assembly.
تکنسینها هر قطعه را پیش از مونتاژ بررسی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Inspect` از `look at` قویتر و نظاممندتر است و اغلب سنجش در برابر استانداردها یا جستوجوی عیب را القا میکند.
