inspector
B1اسم/US /ˌɪnspˈɛktɚ/ ĭnsp-ĔKT-ər; UK /ˌɪnspˈɛktɚ/ ĭnsp-ĔKT-ər/
بازرس، بازپرس

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
inspector یعنی بازرس. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بازرس، بازپرس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.