معنی ۱neutral · 90%
کسی که شغلش بررسی رسمی چیزی و اطمینان از رعایت قوانین یا استانداردهاست
مثالهای طبیعی
A health inspector checked the restaurant kitchen this morning.
یک بازرس بهداشت صبح امروز آشپزخانهٔ رستوران را بررسی کرد.
The inspector approved the building after a final examination.
بازرس پس از بررسی نهایی ساختمان را تأیید کرد.
Ticket inspectors boarded the train at the next station.
بازرسان بلیت در ایستگاه بعدی سوار قطار شدند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب با حوزهای که بررسی میشود ترکیب میشود، مانند `health inspector` یا `building inspector`.

