به کسی انگیزه یا اعتمادبهنفس دادن تا کاری انجام دهد.
مثالهای طبیعی
Her speech inspired dozens of students to volunteer.
سخنرانی او دهها دانشجو را به کار داوطلبانه ترغیب کرد.
My coach inspires me to work harder.
مربیام به من انگیزه میدهد سختتر تلاش کنم.
Their kindness has inspired others in our neighborhood.
مهربانی آنها به دیگران در محلهٔ ما انگیزه داده است.
نکتهٔ کاربردی
الگوی متداول inspire + person + to + verb است؛ ساختار inspired me for apply نادرست است.
