در اثر تجربه یا آشنایی با کسی، برای انجام کاری انگیزه یا ایدههای خلاقانه پیدا کرده.
مثالهای طبیعی
The exhibition left me inspired to start painting.
دیدن نمایشگاه به من انگیزه داد که نقاشی را شروع کنم.
She felt inspired by her former teacher.
او از معلم سابقش الهام گرفته بود.
Inspired volunteers organised a neighbourhood clean-up.
داوطلبان پرانگیزه برنامهٔ پاکسازی محله را ترتیب دادند.
نکتهٔ کاربردی
inspired by منبع الهام را مشخص میکند؛ inspired to کاری را معرفی میکند که فرد برای انجامش انگیزه یافته است.
