معنی ۱neutral · 95%
بهعنوان انتخاب یا جایگزینی دیگر
مثالهای طبیعی
The bus was full, so we walked instead.
اتوبوس پر بود، بنابراین در عوض پیاده رفتیم.
I did not order coffee; I chose tea instead.
قهوه سفارش ندادم؛ در عوض چای انتخاب کردم.
We changed our plan and stayed home instead.
برنامهمان را تغییر دادیم و در عوض در خانه ماندیم.
نکتهٔ کاربردی
instead اغلب در پایان یک بخش جمله میآید و نشان میدهد یک انتخاب جای انتخاب دیگری را گرفته است.
