instinctive
C1صفت/US /ˌɪnstˈɪŋktɪv/ ĭnst-ĬNGKT-ĭv; UK /ˌɪnstˈɪŋktɪv/ ĭnst-ĬNGKT-ĭv/
غریزی
JadoLearn Dictionary
معنی instinctive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غریزی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طبیعی، فترتی، فطری
خواستی، بهخواست، خواستنی
خود انگیز، خلقاساعه، بی اختیار
اصل، جرسی، ابتکاری
فطری، درون زاد
ذاتی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.