مربوط به یک سازمان تثبیتشده مانند دانشگاه، بانک، نهاد دولتی یا مؤسسهای دیگر
مثالهای طبیعی
The university introduced new institutional guidelines for research ethics.
دانشگاه دستورالعملهای نهادی تازهای برای اخلاق پژوهش معرفی کرد.
Institutional investors increased their holdings last quarter.
سرمایهگذاران نهادی در سهماههٔ گذشته داراییهای خود را افزایش دادند.
The project depends on strong institutional support.
این پروژه به حمایت نهادی قوی وابسته است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی فقط ارتباط با یک نهاد یا فعالیت رسمی آن را نشان میدهد.
