معنی ۱neutral · 95%
دستوری که به کسی میگوید چه کاری یا چگونه کاری را انجام دهد
مثالهای طبیعی
The teacher gave us one final instruction.
معلم یک دستور نهایی به ما داد.
Please follow the instructions carefully.
لطفاً دستورالعملها را با دقت دنبال کن.
The instructions explain how to use the machine.
دستورالعملها توضیح میدهند چگونه از دستگاه استفاده کنیم.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع instructions برای مجموعهای از مراحل یا دستورها بسیار رایج است.

