معنی ۱formal · 86%
از دستورهای مشروعِ فرد صاحباختیار سرپیچی کردن.
مثالهای طبیعی
The supervisor accused the employee of being insubordinate.
سرپرست، کارمند را به نافرمانی از دستورها متهم کرد.
The student made an insubordinate reply to the principal.
دانشآموز به مدیر مدرسه پاسخی سرکشانه داد.
Several soldiers became insubordinate after the disputed order.
چند سرباز پس از صدور فرمان بحثبرانگیز، از دستورها سرپیچی کردند.
نکتهٔ کاربردی
بار منفی دارد؛ مخالفت مؤدبانه لزوماً نافرمانی محسوب نمیشود.
