معنی ۱neutral · 90%
درجهٔ قدرت، نیرو، تمرکز یا شدت عاطفیِ چیزی
مثالهای طبیعی
Training intensity increased during the final month.
شدت تمرین در ماه پایانی افزایش یافت.
The intensity of the fighting surprised observers.
شدت درگیری ناظران را شگفتزده کرد.
The sensor records light at different intensities.
حسگر نور را در شدتهای مختلف ثبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Intensity` میزان قوی بودن چیزی را توصیف میکند، نه مدت زمان آن را.
