معنی ۱formal · 90%
هدف یا مقصودی که پشت یک عمل، گفته یا تصمیم قرار دارد
مثالهای طبیعی
Prosecutors must establish intent beyond reasonable doubt.
دادستانها باید قصد را فراتر از تردید معقول اثبات کنند.
The intent of the rule was to protect consumers.
هدف این قاعده حفاظت از مصرفکنندگان بود.
He entered with intent to disrupt the event.
او با قصد برهم زدن رویداد وارد شد.
نکتهٔ کاربردی
`Intent` از `intention` رسمیتر است و بهویژه در حقوق، سیاستگذاری و تحلیل انگیزهها رایج است.
