معنی ۱formal · 85%
پیکر یا بقایای فرد درگذشته را، معمولاً در مراسم خاکسپاری، دفن کردن.
مثالهای طبیعی
Her grandfather was interred in the village cemetery.
پدربزرگ او را در گورستان روستا به خاک سپردند.
The family interred the poet beside his wife.
خانواده، شاعر را در کنار همسرش به خاک سپردند.
They will inter the remains after the memorial service.
آنها پس از مراسم یادبود، بقایا را به خاک خواهند سپرد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی است و bury در گفتوگوی روزمره رایجتر است.
