interconnect
C2فعل/US /ˌɪntɚkənˈɛkt/ ĭnt-ərk-ən-ĔKT; UK /ˌɪntɚkənˈɛkt/ ĭnt-ərk-ən-ĔKT/
بهم وصل کردن، بهم پیوستن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
interconnect یعنی بهم وصل کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهم وصل کردن، بهم پیوستن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.